تاثیر جبر محیط واستبداد تاریخ در بامیان
درین آستان(بامیان) مثالهای بزرگی که ازدید مردم نیکوتبلورمیکند مواجه میشویم که ازابتدائی ساختار نظام جمهوری اسلامی افغانستان تحت نام دموکراسی مواجه بودیم وهستیم وبجای اینکه از آن دوری کنیم دوست تر میگردیم وهمه روزه در قدرت آن می افزایم، مثلا: این ولایت که یک ولایت باستانی است جز نشانهای باستانی چیزی برای امروز ندارد و یاداروی که بتواند با آن امراض هزاران ساله خودرا دوا کند،با مشکلات که مواجه است، همان مشکلات که دیگران در قرون خیلی گذشته مواجه بودن واکثرا جوامع در قرون اولیه باآن چنانی میزیستند، امروز در قدم اول کسی نیست که درست بامیان را درمعرض شناخت قرارداده وریشه مشکلات های بنیادی را از آن بیرون آورد، واگرهم هست آنان است که میخواهنداز بامیان تجزیه وتحلیل داشته باشد آن را بامعیارهای علمی امروز به یک شکلی توجیه کند که خود راضی است واز آن یک نتیجه ای خارج کرده نمیتواند که مبیین همه عوارضات بنیادی به شمار آید درهمه ابعاد چه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی وغیره آنچه به نفع خود میداند بیشتر به خورد مفکوره های خارجی میخورند.
حتی یگ سوال آغازین از خود ندارد تا در پی پاسخ آن برخیزند مثلا: مشکلات اساسی که در بامیان رونما گردیده در طول تاریخ وگذشته از آن تاامروز چه بوده است به این اساس است که آنتونی گیدنزمینویسند در پی حل هرسوال ومشکلی باید سوال درست انتخاب کرد، یعنی جواب دادن از سوال کردن آسانتر است اگر بخواهند سوال درست داشته باشد. در طول تاریخ هیچ گاهی کسی به این نکته که مشکلات اساسی بامیان چیست کسی نیندیشیده وواگر اندیشیده هم نتیجه ای درست نگرفته است.
میتوان از بین همه چیزها به یک ادعا اعتراف کرد که دربامیان یک مشکل همه گیری وجود دارد اینست که اذهان مردم وحتی آگاهان ودر مجموع ارزشهای اجتماعی بامیان در تطابق با آنچه امروز در بامیان میگذرند قرارندارد، توجیه سنتهای قدیمی با ارزشهای آزادی غربی در قرن بیست ویک، درحالیکه آگاهی کامل هم نداریم نا ممکن است، یا اینکه احترام به حقوق بشر واز سوئی ارج گذاری به سنت های قدیمی، ویا در سائر امورات که مس را رنگ میکند وبه جای طلا مورد استفاده خودقرارمیدهد.
نخست موقعیت تاریخی که برای این ولایت درهمین نکته ای انکشاف جهانی باید انتخاب کرد اینکه بامیان در قرون خیلی گذشته وجود دارد ودر این قرن نرسیده از دیدانکشاف اگرخواسته باشیم در چارچوکات درجه بندی جهان شامل سازیم ُمیشود از نگاه درجه بندی آن را جهان چهارم گفت قبل از اینکه فکرکنیم که از چه راهی میشوند از اینجا بسوی جهان امروزقدم بگزاریم روی تجزیه وتحلیل واندکی معلومات به مسائل سیاسی واقتصادی واجتماعی این ولایت داشته باشیم.
وضعیت سیاسی در بامیان:
موردبحثم سیاستی که امروز واکنون توسط کی اداره میشوند نیست چنانچه در مقدمه بحث اشاره کردم فقط روی اینکه مردم بامیان تا چه حد سیاسی است، اینکه شعور سیاسی مردم بامیان چه گونه وتا چه حد میباشد، باید این رادانست که این مردم در طول تاریخ با سیاست به چه نقشه های برخورده است وچگونه سیاسی زیسته اند.
یادم هست وقتی که مردم کارمندی دولت را به عنوان مسئول جامعه نمیشناخت بلکه یک موجود بالا تر از دیگر انسانها به نظر میرسید که، یادداشت های تاریخی، دیدهای عینی وواقعی این جمله را تائید میکند، این مردم از موقع که از سیاست وسیاستمداری دور شده تاریخ آن را فراموش کرده است، مردم های اجانب همیشه با زور وتفنگ بالای آنها بادار شده وبرده ساخته است، حاکم شده ومحکومش ساخته، زبده های آمده وتودهای ساخته است، ظلم واستبداد در طول تاریخ با هفت رنگ وهفتاد روی وهفتصد شکل یکی چشم های مردم این ولایت راگرفته ودیگری جیبش را زده وسومی به چهره ای مخصوص به آن تسلیت داده است واز آن کار خداو گاهی کار تقدیر درست کرده است، مردم این ولایت باستانی از موقع که در ضمه یک آستان جداگانه هویت گرفته یا از بدو تاسیس تا امروز جز شکر خدا چیزی ندانسته ونتوانسته، در بعد سیاسی یک ضعف بوده که در طول تاریخ ریشه در اعماق اذهان آنها دوانیده ووسخت ته نشین شده، امروز که تا حدی زمینه دست رسی به سیاست وسیاست گذاری را پیداکرده با مشکلات مواجه است یعنی ، سیاست به چشمش به شکل یک پدیده نا آشنا، جدید وتازه تولد شده میخورد، این مشکل بزرگی است که آکندن آن از جا کار آسان نیست، سایکو لوژیست ها میگویند روحیه انسان داری واخلاقی وسیاسی که درطفلی انسان با آن کلان میشوند در بزرگی تغیر آن ناممکن ویا اینکه خیلی مشکل ومحال است، که میشوند گفت ایجاد افکار سیاسی،ملی، بین المللی، قدرت، جرئت وشهامت ملی در نسل آینده ممکن است در همین هفت وهشت سالی که مردم در انتخاب نماینده های سیاسی خود در شورای قانون گذاری دست یافته با چنان مفکوره های د رانتخابات میروند که از قبل آنچنانی میا نیشید مثلا، احترام به پولدار، ملا وآخندوغیره اسمای تعظیم که نسبت میدهد به آدم ها نه به حساب دانستگی وفهمیدگی که تغیر چنین مفکورای آسان نیست بنا گفته میتوانیم که افکار سیاسی نسبت به همه چیز درین ولایت عقب مانده تر است.
وضعیت اقتصادی:
کلمه وضعیت اقتصادی پدیده ایست که تداعی گر حالات وزیستی های که من هم آنجا هستم وصحبت های متداوم میشنوم، چه میشنوم؟ مسائل که مردم روی زندگی روز مرگی میاندیشد از توشه ای شب وروز سخن میگویند، گفتگوهای که در بامیان روی مسائل اقتصادی میچرخند هیچگاهی روی شرکت، صادرات، واریدات، صنعت، تخنیک وغیره مفاهیم کشورداری نبوده یعنی برای همیش ازین منابع های اقتصادی بدور زیسته وبه اندازه هیچ به آن دست داشته است، حال آنکه خصوصیات اساسی این قرن ودرین عصربودن همینها است، درین ولایت فرایند اقتصادی از خیلی دور به این سو ساکت وغیر تحول بوده چون از مشکلات زندگی شب وروز بیرون نرفته است.
یکی از ریشه های که میشوند به این نقض قبولاند جدا از فشارهای سیاسی از داخل ویا خارج کشورکه استبداد است یا محیط زندگانی وکتلیست های دیگر، چون نمیخواهم با دیگران درین مقاله سنگرداشته باشم وفقط در درون خود بامیان میکاوم ودر پی ریشه های ضعف اقتصادی میگردم، یکی از پدیده های که در نفس خود مردم فعلا وجود دارد آن پدیده قناعت است، که مردم به آن سخت احترام دارد وخود آشکارا استحمار است ویکی از ریشه های عقب ماندگی که ناآگاهانه به چیزی قناعت مینمایند، که منحرف شدن از قناعت است، دکترعلی شریعتی آورده است که "قناعت یعنی تسلیم شدن به زندگی بخور ونمیر وبقیه را بگذار برای صاحبان اشتها " به همان اندازه ای روزی میخواهند که بخورند ونمیرند وبقیه را به آنهای که شکم بزرگ ومعده خوش هضم دارد واگذار میشوند.
مسئله دوم که بامیان را از اقتصاد باز داشته است آن مسئله محیط است محیط نامناسب که در بامیان(در بین ارتفاعات و دره های سرد و از سوئی نبود راهای مواصلاتی ) وجود دارد با عث شده که این منطقه از انکشافات اقتصادی باز بماند مثلا در سائر ولایات ویا مناطق رسم زیستن چنین است که در یک سال دو فصل زرع کند وحاصل بردارد و برای همیشه از مواصلات بهره مند باشد ویا حد اقل راحت باشد اما در این ولایت زمان کشت وزرع در پنج ماه تمام میشوند وبرف وباران فرامیرسد ودیگر کسی که درین ولایت زندگی میکند باید هفت ماهی دیگر بخوابد ولزوما آذوقه این هفت ماه را باید آماده داشته باشد تا الی فصل بهار دیگر از آن بخورند، اینست که ضعف اقتصادی در طول تاریخ از دامن این ولایت دور نمیروند.
اگر بحث های فرهنگی واجتماعی را به بحثهای آینده بگذاریم ازین نکته مقاله چنین نتیجه میتوان گرفت که دور بودن مردم از سیاست واقتصاد ویا نامساعدبودن زمینه سیاست واقتصادامروزدرین ولایت مهد تاریخی ومحیطی داشته که این ولایت در دام آن فرو رفته است وتا کنون بدور یک دائره ای نامعلوم میپیچد ومی چرخند که میشود گفت با انکشاف دولت ومردم در عرصه های سازندگی ومعارف در این نکات میتوان مرهم گذاشت.
میانکاوک یک ویبلاک شخصی وغیروابسته است که درراستای سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی اقتصادی و ورزشی فعالیت نموده تابتواند اذهان مردم وجامعه خویش را اگاه نموده وارتقاء دهد.